و عشق . . .
من امروز با یه شعر خیلی قشنگ اومدم .این شعر رو میگذارم واسه همه اونایی که عشقشون اونا رو نا امید کرده . حتما این شعر ورو بخونید. برای دیدن بقیه ی شعر به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.
گل وبلبل
در گلستانی هنگام خزان
رهگذر بود یکی تازه جوان
صورتش زیبا، قامت موزون
چهره اش غم زده از سوز درون
دیدگان دوخته بر جنگل وکوه
دلش افسرده ز فرط اندوه
با چمن درد دل آغاز نمود
این چنین لب به سخن باز نمود:
گفت آن دلبر بی مهر و وفا
دوش می گفت به جمع رفقا:
در فلان دشت به دامان چمن
هرکه خواهد که برقصد با من
از برایم شده گر از دل سنگ
کند آماده گلی سرخ و قشنگ
چه کنم من که در این دشت و دمن
گل سرخی نبود وای به من
...
ادامه مطلب